نوشتن، تنفس من است!

من می نویسم، پس هستم!
15 سال است می نویسم.. آذر ماه همین امسال بود (نود و هشت)، که تمامی نوشته هایم را برای دومین بار از دست دادم!
اولین بار، 10 سال پیش بود؛ وقتی که بلاگفا، “تخته سیاه” ام را بدون هیچ دلیل و توضیحی مسدود کرد… و من باز نوشتم، از اول نوشتم.. از همان “الف” آغازین!
و باز هم می نویسم؛ که نوشتن، تنفس من است…

 سمفونی واژه ها، قصه ی من ا‎ست که شاید صاحب چشمه ای در سرزمین خویشتنم؛ اما برای کشف طعم چشمه های دیگر به تمام جهان سفر می کنم.. جهانی از واژه ها..

روز نوشته هایم…
وسوسه ی نوشتن چیزی است که از ده سالگی به جانم افتاده و 20 سال است نوشته ام. گاهی نوشته هایم را منتشر کرده ام، گاه نه؛ گاهی مرا خوانده اند، گاه نه. گاهی حتی با توجه به سیالی ذهن و زمان، نوشته های قبلی کلا نقض شده اند، که ایرادی در آن نیست! تنها چیزی که می دانم این است که من بدون نوشتن می میرم! و تا هستم احوال روزهایم را می نویسم؛ برای چه و که اش بماند….

قصه من و کتاب و فیلم ها..
یکی از خوبی های نوشتن از کتاب هایی که می خوانیم، و فیلم هایی که می بینیم، آرشیوی از لیستی از کتاب ها و فیلم ها برای خودمان است؛ که من تا به حال چقدر خوانده ام؟ و چقدر توانسته ام در مورد آن حرفی داشته باشم؟! همچنین در اینجا سعی می کنم فارغ از حس و حال زمان خواندن کتاب یا دیدن فیلم، یک معرفی کوتاه بدور از نظرات شخصی ام نیز برای مخاطبانم داشته باشم….

آموخته هایم…
آموخته هایم از دیگران! شاید چکیده ای از یک کلاس و یا یک فایل شنیداری یا دیداری باشد، و یا شاید مقاله ای از کسی. به هر حال، با توجه به حق مالکیت معنوی اثر، آموخته هایم از دیگران را در این بخش منتشر می کنم و در انتهای آن فهم و نظرم را نیز به صورت پی نوشت می آورم؛ قطعا نظراتم در این قسمت هر روز تکمیل تر خواهد شد. این بخش می تواند جایی باشد، که بهترین استفاده را از آن ببریم….

2 دیدگاه روشن نوشتن، تنفس من است!

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت