روزی 10 صفحه..!

« مگه میشه؟ من اگه وقت داشتم می نشستم کتابهای دانشگاهیمو می خوندم؟ من اونقدر ذهنم درگیره که حتی نمی تونم بهش فکر کنم؟»

همه اینها و بلکه بیشتر، سوالهای من هم بود؛ و با خودم به جواب رسیدم.

اول اینکه بگم من چند ساله آرزو دارم یک کتابی رو شروع کرده و تا ته اش بخونم؛ و هیچ وقت نشده که بشه!

دیشب، ساعت 12 تا 1 بامداد 10 صفحه ش رو خوندم؛ فکرش رو بکنید، 50 روز بعد، کتابی که آرزوی خواندنش رو داشتم، تمام و کمال خونده ام.

من این روزها کتاب می خوانم!!

همین روزهایی که اصلا فرصت نمیشه کتابی در دست گرفت، کتاب می خوانم!

همین روزهایی که همگی با هم دنبال یک لقمه نونیم کتاب می خوانم!

همین روزهایی که چند تا کتاب تخصصی روی میزم تلنبار شده و فایل های انگلیسی مقالات ETP و Research method و Stretegic توی لپتاپم!

کتاب هایی هم که می خونم الزاما به موضوعات کار و پول و درس و مشق ربطی ندارند، گاهی رمان اند، گاهی خودشناسی، گاهی شعر و قصه و انگیزه و فلسفی و….

رویا پردازی قشنگی بود، نه؟ گفتی خوش به حالش، نه؟ گفتی برو بابا من به یه کارمم نمیرسم چه برسه به اینکه کتاب هم بخونم… پوزخند زدی و گفتی، دلت خوشه ها!!!

دو ماه پیش با دوستی عزیز صحبت می کردم که در طول روز وحشتناک سرش شلوغه و کار می کنه. از ساعت 12 ظهر تا ساعت 5 صبح فرداش یه سره کار می کنه! هر ماه 4 تا نشریه پر تیراژ (300هزار تیراژ هر نسخه!) در میاره، کارهای مشاوره ای هم انجام میده. هر بار بهش پیام میدم همایش هست، سفرهای کاری هم زیاد میره. و مهم تر از همه هر کتابی بگی خونده. هر کتاب جدید میاد بیرون خونده!!!!

با خودم گفتم در بهترین حالت ما ساعت 8 میریم سرکار روتین و 5 برمیگردیم خونه و میگیم واااای که چقد خسته ایم! کل روزمون رفته و ناله و نفرین. خیلی هنر کنیم دو روز در هفته هم دانشگاهیم! دیگه اسم کتاب که میاد انگار که کسی ناسزا گفته باشه گارد می گیریم مگه من وقت می کنم کتاب بخونم؟! من کارهای خودمم نمیرسم انجام بدم! فکر کردی الان میلیاردرم و لب ساحل نشستم و یه رمان دستم؟!!! هزار تا دغدغه، کار، درس، بی پولی و بچه و پخت و پز و…

– اون روز به دوستم گفتم خوش به حالت اینقدر کتاب خوندی و می خونی، من هم عاشق کتابم و خیلی وقته فرصت نکردم یه کتاب دست بگیرم. گفت من روزانه چند صفحه کتاب می خونم. و توی یه سال میشه کلی صفحه و کتاب. بهش گفتم چه جالب، من از امروز به بعد با خودم قرار میذارم روزی 50 صفحه کتاب بخونم!! خندید و گفت چه زیاد! نمیشه که روزی 50 صفحه! یه روز می خونی 10 روز بعدش نه! دیدم راست میگه! گفتم پس روزی 20 صفحه! گفت بازم زیاده! گفتم نکنه توقع داری روزی 5 صفحه بخونم؟! گفت اگه این کار رو یک سال هر روز ادامه بدی یه جایزه ویژه پیش من داری!!!

راست می گفت! من حتی روزی 2 صفحه کتابم نتونستم متداوم بخونم!

این چالش درونی تا جایی ادامه پیدا کرد که نشستم برای خودم یه نامه نوشتم: محبوب، چی باعث میشه که تو روزی 2 صفحه کتاب هم نخونی؟!

روزی 2 صفحه کتاب رمان و غیر ربط به کار خوندن را با دوستام مطرحش کردم! جالب بود واکنش ها! مگه وقت داریم؟ مگه میشه؟ دیدم چقدر بیگانه ایم با کتاب؛ نمیگم کتاب رو دوست نداریم؛ دقیقا منظورم بیگانه بودن با کتاب در این زمانه است!!!

سوال هام رو نوشتم:

« مگه میشه؟ من اگه وقت داشتم می نشستم کتابهای دانشگاهیمو می خوندم؟ من اونقدر ذهنم درگیره که حتی نمی تونم بهش فکر کنم؟»

به موبایلم نگاه کردم! کم کم اش روزی 2 ساعت سرم توی موبایله!!! به صورت طنز خودم رو در فضایی دیدم که دارم میگم: مگه میشه من روزی 2 ساعت توی تلگرام و اینستاگرام فقط بچرخم؟ مگه وقت دارم؟ پس کارم چی؟ پس درس های دانشگاهیم چی؟ من اینقدر ذهنم درگیره که حتی نمی تونم بهش فکر کنم؟!

هاهاها خندیدم… خنده ای بلند و البته تلخ!!! احساس کردم اسیر یک قاب چند در چند شده ام. کافیه نرم افزار qualitytime رو توی موبایلمون داشته باشیم و متوجه بشیم که روزی 2 ساعت که هیچی؛ کمِ کم 5 الی 6 ساعت اسیر این قاب چند اینچی شده ایم!

به حکم انسان بودنم دلم خواست سرنوشتم دست خودم باشه؛ دو سه ماهی هست که میانگین روزی 5 صفحه کتاب، از این قاب فاصله گرفته ام. جالبه که به هیچ جای دنیا هم بر نخورد!!! فقط حالم از قبل بهتر شد!!!

و از امروز تصمیم گرفته ام به صورت جدی #روزی_10_صفحه از کتابی که دوست دارم رو بخونم؛ روزی 10 صفحه رو انتخاب کردم چون یک تصمیم شدنی هست، 10 صفحه از کتاب خیلی زیاد وقت بگیره نیم ساعت از عمر یک روزه است؛ کمتر از 10 صفحه رو امتحان کرده ام که لذت بخش نبود، زیادی جزئی بود، تا میومدم کتاب رو دست بگیرم تموم شده بود و انسجام رو از هم می پاشوند. 10 صفحه به نظرم هم منطقی است و هم انسجام رو حفظ می کنه.

وقتی فکر می کنم قراره #روزی_10_صفحه خودم باشم و از اسارت آدم ها و ابزارها بیرون باشم نمی دونید چه حال خوشی بهم دست میده. #روزی_10_صفحه موبایلم رو کنار بذارم، بخندم به همه ی اون ساعت هایی که پوچ در یک قاب اسیرم.!

عالی نیست؟

امتحانش کن؛ و از لذت هات بگو.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت