بادبادک باز… اثری از خالد حسینی

بادبادک باز

افغانها دوست دارند که بگویند زندگی میگذره بی اعتنا به آغاز و پایان، زندگی مثل کاروان پر گرد و خاک کوچ کنندگان آهسته آهسته پیش می رود.

کتابی سراسر زندگی و رنج…:
#بادبادک باز (The Kite Runner#)
• نویسنده: خالد حسینی
• مترجم: زیبا گنجی، پریسا سلیمان زاده – انتشارات مروارید

خیلی سال پیش کتاب بادبادک باز رو خوندم.

کتاب بادبادک باز خالد حسینی چهره ی افغانستان است… زیبایی هایی که به رنج تبدیل شدند… و البته داستان در مورد یک خانواده افغانی هست، اما درون مایه کتاب بیشتر میخواد افغانستان و مسیری که افغانستان پیمود را نشان بدهد؛ از پادشاهی تا جمهوری و بعد از آن حضور و سلطه افراطی ها با نام و نشان طالبان و در آخر حمله آمریکا و اتمام کار طالبان و به رسمیت شناختن جمهوری افغانستان مستقل!

این کتاب زندگی یکی از خانواده های افغان در این مسیر رو نشون میده… رمانی تلخ و سیاه است، و تلخی و سیاهی اش عمدی نیست بلکه واقعیتی است که وجود دارد!

بعد از خواندن این رمان، خیلی خیلی حال خرابی داشتم. البته بجاست که این روهم بگم که این رمان رو باید تا آخر بخونید، تا وسط های داستان اینقدر سیاه و غم بار است، که واقعا میخوای کتاب رو نخونی و از دست ش خلاص بشی! که به نظرم این کار رو نکنید! این کتاب رو باید تا آخر خواند؛

تو در خوانش کتابی از این دست، مثل یک پروانه ای می مونی که توی پیله است، و این  پیله، هی تنگ و تنگ تر میشه، تاریک و تاریک تر میشه، ولی باید صبوری کنی و ادامه بدی، چون بعد از این همه تاریکی شاید دری باشه که باز بشه؛ بادبادکی باشه که در آسمان آبی به پرواز در بیاد. شایدم نه! ولی وقتی شروع کردی باید تا آخرش رو بخونی تا در سیاهی نمونی…!

من خوشحالم که تحمل کردم و کتاب بادبادک باز رو تا آخرش خوندم..

بابا گفت: “فقط یک گناه وجود دارد والسلام. آن هم دزدی ست. هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است.” اگر مردی را بکشی، یک زندگی را می دزدی. حق زنش را از داشتن شوهر می دزدی، حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی. وقتی دروغ می گویی، حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی. وقتی تقلب می کنی، حق را از انصاف می دزدی. می فهمی؟

شنیدم فیلم بادبادک باز هم ساخته شده، ولی من هیچ وقت فیلم رمان ها رو نمی بینم، چون اون تصویر سازی که از زمان، مکان و شخصیت ها و صحنه های رمان در ذهنم تداعی می کنم آنقدر اصالت میگیرند، که تمایلی ندارم این اصالت و این تصویر سازی رو با دیدن فیلم آن از دست بدم!

و نمیدونم چرا خواستم این کتاب رو به این صورت در قالب پست تعریف اش کنم (بخوانید تعریف نه معرفی!) رمان فوق‌العاده ای که یک عالمه مخاطب و فروش بالا داره در جهان!

و من با باز اندیشی در مورد کتابی که شاید از خواندن آن 10 سال میگذره، میخواستم این رو بگم که اگر هیچ کتابی در مورد افغانستان نخوانده اید و با زیبایی هایی که این کشور زیبا و رنگی آشنایی ندارید و در عین حال زشتی های غریب آن در طول زمان را به جز در اخبار “نچشیده اید”، پیشنهاد می کنم کتاب بادبادک باز خالد حسینی رو بخونید.

و در مورد افغانستان هم میخواستم این رو بگم که یکی از favoriteهای من برای سفر، افغانستان است، احساس میکنم پشت این نقابی که اخبار و رسانه ها از افغانستان به ما نشان داده، رنگ ها و زیبایی ها و بادبادک هایی است که تا نبینیم، حتی تصورش رو هم نمی تونیم بکنیم.

در اینجا چند عکس از افغانستان که از ویکی پدیا  و سرچ گوگل گرفته ام رو به نمایش میذارم.

خیلی زیبا هستند، خیلی خیلی زیبا…

به شما هم پیشنهاد می کنم در سرچ گوگل کلمه afghanistan رو سرچ بزنید، به قسمت Image بروید و کوه ها، دشت ها، شهرها، و مردم افغانستان رو به نظاره بشینید و از این هم زنگ و زیبایی لذت ببرید و در رویایتان تور افغانستان رو هم داشته باشید…!

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت